چارلز ادوارد ييت ( مترجم : قدرت الله روشنى و مهرداد رهبرى )

13

خراسان و سيستان ( سفرنامه كلنل ييت به ايران و افغانستان ) ( فارسى )

هستند و بر خلاف طبقهء كشاورز و زارع به ماجراجويى و شركت در كشمكش‌ها تمايل كمترى نشان مىدهند . علت اين امر نيز آن است كه ايندسته نمىتوانند گله و گوسفندان خود را تنها و بدون سرپرست رها كرده و به استقبال اين گونه درگيرىها بروند . وجه تمايز نورزايىهاى بكوا و عليزايىهاى زمينداور نيز در همين خصلت آنها است . دستهء دوم به طبقه‌اى كشاورز تعلق دارند . مردمى هستند بسيار پاك و ساده و در مواقع بيكارى براى شركت در هرگونه ماجرايى آمادگى لازم را دارا مىباشند . شايد به همين دليل بود كه ايوب خان در حمله‌اش به ميوند « 1 » به سال 1880 م . توانست هميارى و مساعدت قابل ملاحظه‌اى اهالى زمينداور را جلب كند . در سىام آوريل 1893 م . به فراه رسيديم . هيچگاه احساس غربت و تنهايى را كه هنگام عبور از دروازهء قندهار و ديدن مناظر آن حوالى به من دست داد فراموش نميكنم . فراه در زمينى مسطح و هموار قرار گرفته و از اين بابت بىشباهت به قندهار نيست . شكل آن نزديك به مربع بوده و ديوارهايى از چهار طرف آن را محصور ساخته‌اند . از نظر برج و بارو و استحكامات بسيار شبيه به هرات است . فراه اكنون ديگر شهر نيست و مدتهاست كه سكنهء آن نقل مكان كرده است . در حال حاضر فقط تعدادى از افراد نظامى در آن مستقرند حتى حاكم نيز در آنجا سكونت ندارد . او فقط در روز و جهت انجام امور به اين محل مىآيد . افراد خانوادهء وى و همچنين بستگان سپاهيان و مردم ديگر در ده‌هاى اطراف فراه زندگى مىكنند . تمام خانه‌ها ويران شده و اثرى از آن جز تعدادى كپه خاك باقى نمانده است . چند اتاقك گلى كه به فاصله‌هاى نامساوى از يكديگر قرار داشتند تعدادى از سپاهيان را در خود جاى مىدادند . آنچه را كه بازار مىناميدند ، تشكيل شده بود از تعدادى انگشت‌شمار مغازه‌هاى كوچك و محقر كه در نزديكى دروازهء هرات قرار داشت تنها بناى موجود در محل ، مقر حاكم‌نشين فراه بود . سرهنگ و زيردست او در فرماندهى كه كومدان ناميده مىشد براى استقبال پيش آمدند . مردم هم جمع شده و گردن كشيده بودند تا عبور ما را تماشا كنند . افراد هنگ بتازگى از هزاره‌جات « 2 » بازگشته بودند و به خاطر شيوع و با در آن ناحيه و مقابلهء هزاره‌اىها با آنها ،

--> ( 1 ) - از شهرهاى قديم خراسان كه اكنون جزو افغانستان است . ( 2 ) - هزارستان ناحيه‌اى است در افغانستان كه از جنوب و جنوب شرقى به درهء هيرمند و از شمال و خاور به هندوكش و كوههاى بابا ، و از طرف باختر تا هرات و درهء هريرود امتداد دارد . مسكن طايفه وايلى است بنام هزاره و در قديم غور يا غورچستان ، ناميده ميشد . ص 1272 و 2276 فرهنگ فارسى معين بخش اعلام .